Showing posts with label اخبار. Show all posts
Showing posts with label اخبار. Show all posts

Monday, April 15, 2013

واژگان مسیحی ؛ » عید پاک «


قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن ‌گرفته می‌شود. بد نیست ببینیم در پسِ
عنوان و تاریخ این عید که در بین ایرانیان به عید پاک و در دنیای انگلیسی‌زبان به «ایستر» معروف است، چه سنتی نهفته است.
روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان است. روز یکشنبه برای اولین بار از سوی شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی رسمن به‌عنوان روز قیام مسیح معرفی شد و بدین ترتیب مسیحیان روز یکشنبه را جایگزین روز شنبه یا «شبات» کردند که مطابق شریعت یهود، روز استراحت مذهبی یهودیان بود.
عنوان «پاک» برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، ربطی به «پاکی» و «تمییزی» ندارد، بلکه ترجمه فرانسویِ عید قیام است. واژه فرانسوی «پاک» نیز خود از واژه لاتین «پاسخا» (Paskha) مشتق شده است که ریشه‌اش همان واژه عبریِ «پسَح»، مهمترین عید یهودیان است. علت این است که مصلوب شدن عیسی مسیح در هفته‌ای اتفاق افتاد که یهودیان بره پسح یا فصح را به‌ یادبود خروج قوم یهود از اسارت مصر قربانی می‌کردند. درست همانطور که در شبِ واقعۀ پسح خون بره که بر سر درِ منازل قوم خدا پاشیده شده بود سبب رهایی آنان گردید، در واقعه صلیب و قیام مسیح نیز خونِ بره خدا سبب رهایی و رستگاریِ قوم جدید خدا ‌شد ….
و اما در این مورد که واژه انگلیسیِ Easter از کجا آمده است دو نظر وجود دارد. برخی از محققین آن را برگرفته از لغت Easter می‌دانند که نامِ الهۀ نور یا بهار در میان اقوام آنگلوساکسون بود. آنگلوساکسون‌ها این الهه را مظهرِ نورِ در حال تزاید می‌دانستند که نویددهندۀ رسیدن بهار و آغاز سال بود.
به همین دلیل امروزه در آلمان جشنی سنتی به‌نام Ester وجود دارد که در آن مردم تخم‌مرغ‌های قرمز رنگ به نشانۀ تولد دوباره به یکدیگر می‌دهند.
برخی دیگر معتقدند که عنوان Easter از لغتِ Eostarun در زبان قدیمی آلمان به معنی «فجر» یا «سپیده‌دم» آمده است. شبیه همین لغت در زبان آلمان قدیم به معنی «سفید» نیز هست. جالب است که عید قیام از دیرباز روزی «سفید» دانسته می‌شد چون مسیحیانی که در این روز برای اولین بار غسل تعمید می‌گرفتند، به مناسبت جشن قیام مسیح جامه‌هایی سفید می‌پوشیدند ….
مسیحیان معتقد به کتاب‌مقدس، رستاخیز مسیح را آغازگر خلقت تازه می‌دانند زیرا خدا در پی آن است که همۀ آفرینش خود را از نو احیا کند و از مؤمنان به خود نیز دعوت کرده تا در این پروژۀ نوسازی با او همکاری کنند.

چهارمین هجوم وحشیانه مزدوران رژیم فقیه به خانواده خدیجه موهبتی شهروند مسیحی


عکس
چهارمین هجوم وحشیانه مزدوران رژیم فقیه به خانواده خدیجه موهبتی شهروند مسیحی
گزارش دریافتی:هدف از نوشتن این مطالب نشان دادن گوشه ای از رفتارهای غیر دموکراتیک رژیم با خانواده اقلیتهای مذهبی درست پیش از انتخابات سال جاری است .

خدیجه موهبتی مسیحی سرشناس و فعال حقوق بشر که هم اکنون ۵ سال است در ترکیه به فعالیت های خود ادامه میدهد دقیقا ۴۸ ساعت گذشته بار دیگر مزدوران رژیم بی رحمانه و غیر انسانی به خانه پدری وی در ایران یورش بردند و تک تک خانواده و بستگان وی را تحت فشار قرار دادند .بر اساس آخرین گزارشات رسیده از دفتر کمیته گزارشگران و فعالین فدراسیون بین المللی پناهندگان ایرانی این پنجمین باری است که مزدوران لباس شخصی رژیم خانواده وی را تحت فشار قرار میدهند .

دکتر رسول کمالی از فعالین حقوق بشر به نقل از خبر نگاران نزدیک به خبر گزاری حقوق بشر (هرانا )اعلام کرد :
هجوم رژیم به خانه مسیحیانی چون خدیجه موهبتی و تحت فشار قرار دادن خانواده وی تنها گوشه ای از نقض حقوق اقلیت های مذهبی در سالهای اخیر بوده است .دکتر کمالی در بخش دیگری از اظهارات خود به گزارشگران مستقل در فرانسه اعلام کرد : همسر خدیجه موهبتی پس از اطلاع یافتن از آخرین مورد هجوم رژیم به خانه پدری وی در ایران تلاش میکند تا در اسرع وقت خدیجه موهبتی را از ترکیه خارج کند و به کشوری امنی بفرستد .
در همین مورد شوهر خدیجه موهبتی در یک تماس تلفنی با خانم دکتر مریم کریمی (حقوقدان و استاد دانشگاه سوربن فرانسه )خاطر نشان کرد در صورتی که مزدوران رژیم ایران در خاک ترکیه میخواهند همسر وی را مورد ضرب و شتم یا تهدید جانی قرار دهند هم دولت ترکیه و هم مقامات بلند پایه کمیساریای عالی پناهندگان در ترکیه در برابر این مسالهمسول خواهند بود .
دکتر مریم کریمی که از مدافعین حقوق پناهندگان در کشور فرانسه است و سالهاست همکاری های منسجمی را با فدراسیون بین المللی پناهندگان ایرانی داشته است در رابطه با فشار های رژیم بر خانواده خدیجه موهبتی و دیپورت او به کمپین بین المللی مبارزه با اعدام و شبکه جنبش صلح جهانی گفت :
بدون شک تنها آخرین یورشها مزدوران رژیم به خانه پدری خدیجه موهبتی و نیز رسانه ای شدن مساله دیپورت وی در بسیاری از آژانسهای خبری ایرانی خود مدرک محکمه پسندی است که باید این فعال مسیحی هموطن ایرانی مورد حمایت بین المللی قرار گیرد .
این در حالیست که این جانب شخصا از زمانی که خبر دیپورت این هموطن را دریافت کرده ام با تمامی مدافعین حقوق پناهندگی در اروپا و امریکا به صورت مداوم در حال رسانه ای کردن این مشکل بوده ام و در چنین شرایطی بر این باور هستم شخصیتهای سیاسی و اجتماعی شناخته شده ایرانی در عرصه بین الملل بیش از خود مقامات کمیسار یای عالی پناهندگان در ترکیه میتوانند برای نجات جان این زن بی دفاع تلاش کنند .
با نهایت احترام
دکتر الهام صابری
دکترای جمعیت شناسی از دانشگاه اکسفود انگلستان
در خواست حمایت فوری

هموطنان گرامی در اروپا و امریکا و دیگر کشورهای جهان
خدیجه موهبتی در آستانه دیپورت قرار دارد و به حمایت بین المللی نیازمند است .

از تمامی شما هموطنان و رادیو و تلویزیون ها و رسانه ها میخواهیم برای رسانه ای کردن مشکل این هموطن به کمپین ما بپیوندند و برای کمک به خدیجه موهبتی با شماره تلفن وی در ترکیه تماس بگیرید و برای توقف دیپورت وی اقدام فرمایید .
Name ; Khadijeh Mohebati
Case number ; 08c01592
Date of birth ; 01.08.1977
Tel ; (0090) 0534-550-7265 and (0090) 0507-455-7240


ما نسل سوخته هستيم


ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم 
کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند
ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه  
دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم 
توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم 
آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند 
آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند 
و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم  
شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم 
اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم 

ما از آژیر قرمز می ترسیدیم 
ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی 
ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام  
ما چیپس نداشتیم که بخوریم  
حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم 
ما ویدیو نداشتیم 
ما ماهواره نداشتیم  
ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است  
ما خیلی قانع بودیم به خدا   

صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی 
یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش زبان
   
زنها توي فیلمهای تلويزیون ما، توی خواب هم روسری سرشان می کردند 
حتی توی کتابهای علوم ما زنها هم باحجاب بودند
ما فکر می کردیم بابا مامانهایمان، ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند   
عاشق که می شدیم رویا می بافتیم، موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم 
جرات نداشتیم شماره بدهیم، مبادا گوشی را بابایمان بردارند 
ما خودمان خودمان را شناختیم 
بدنمان را، جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم 
هیچکس یادمان نداد
  و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل

نسلی که عشق و حالهایشان را توی «شهرنو»ها و کاباره های لاله زار کرده بودند  
و نسلی که دارد با «فارسی وان» و «من و تو» و «ایکس باکس» و «فیس بوک» بزرگ می شوند  
و جالب كه هیچکدامشان ما را نمی شناسند و نمی فهمند

ما واقعاً نسل سوخته هستيم، انصافاً

درخواست شناسایی اقلیت‌های فعال مذهبی از سوی فرماندهی نیروی انتظامی+سند


پلیس ناظر بر اماکن عمومی فرماندهی انتظامی استان کرمانشاه در نامه‌ای رسمی به ریاست مجمع صنفی این استان خواست در شناسایی اقلییت‌های مذهبی موجود در صنوف این استان و معرفی ایشان با پلیس همکاری کند.

به گزارش «محبت نیوز» به نقل از مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از کرمانشاه، این نامه که در طبقه بندی محرمانه به تاریخ ۱۱ آبان ماه به مجمع صنفی استان کرمانشاه ارسال شده است از ریاست این مجمع به صراحت خواسته شده است در شناسایی اتباع بیگانه، اهل سنت و سایر اقلییت‌های مذهبی از جمله بهائیان، وهابی‌ها، کلیمیان، مسیحیان، دراویش و پیروان اهل حق و ارسال اسامی و مشخصات از جمله آدرس و تلفن محل کسب ایشان به پلیس ناظر بر اماکن این استان همکاری نماید.

گفتنی است، در طی ماه‌های اخیر فشار بر اقلییت‌های مذهبی فعال در صنوف مختلف کشور در طی ماه‌های اخیر افزایش چشمگیری یافته و بسیاری از مغازه‌های شهروندان پس از تفتیش اخطاریه ای دریافت کرده و یا به صورت موقت پلمپ شده اند.

طی گزارش «محبت نیوز»، در ماه‌های گذشته مسیحیان ایران بویژه نوكیشان مسیحی با موج تازه‌ای از دستگیری، ضرب و شتم و سرکوب روبه‌رو شدند. بسیاری از این افراد در شهرهای مختلف كشور پس از بازداشت های طولانی مدت برخی از آنان با واگذاری وثیقه و سند بطور موقت آزاد شدند و برخی دیگر از این افراد نیز از جمله فرشید فتحی از تهران و نورالله قبیتی زاده از شهر دزفول همچنان با گذشت نزدیك به یكسال بلاتكلیف در زندان بسر می برند.

در شهر كرمانشاه نیز همزمان با دستگیریهای گسترده مسیحیان در سراسر كشور در طی ماههای گذشته ماموران امنیتی نیز با یورش به گردهمایی كلیساهای خانگی در شهر كرمانشاه تاكنون بسیاری از این افراد را بازداشت نمودند كه این افراد پس از دادگاهی با سپردن وثیقه و برخی از آنان نیز با دادن تعهد بطور موقت آزاد شدند و همچنان در انتظار برگزاری دادگاه مجدد خود هستند.

لازم به ذكر است كلیسای پنطیكاستی كرمانشاه یكی از سه كلیسای آشوری ایران است كه در تاریخ ( ١٢ دی ١٣٨٨ ) برابر با ( ٢ ژانویه ٢٠١٠ ) با دخالت نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی و توسط نمایندگانی از سوی شورای تامین امنیت استان ، وزارت اطلاعات ، سازمان تبلیغات اسلامی و استانداری كرمانشاه به بهانه ترویج مسیحیت در بین فارسی زبانان مسلمان و بشارت انجیل تعطیل شد و همچنان نیز درهای آن بروی مسیحیان بسته می باشد .

اسلام راستین و رفتار حیوانی آن را با زنان +18


اسلام راستین و رفتار حیوانی آن را با زنان در این ویدیو می بینید. دهها زن مسلمان که اندکی از دایره اسلام بیرون رفته اند، مورد غضب اسلام و اسلام گرایان قرار گرفتند. آنان تا بدان جا رسیدند که دست به خود سوزی زدند. آخرین نمونه از اعتراض به اسلام همان لخت شدن دختر مصری و بانوی ایرانی است.

انتقاد آیت‌الله وحید خراسانی از تورات و انجیل


آیت‌الله وحید خراسانی با اشاره به برخی از مطالب کتاب تورات و انجیل موجود، خاطرنشان کرد: آنچه در تورات، انجیل و عهد عتیق و جدید نسبت به انبیا وجود دارد از اظهر مصادیق ظلم است و نص قرآن کریم هم تأکید می‌کند که «لاینال عهدی الظالمین».

انتقاد آیت‌الله وحید خراسانی از تورات و انجیل

آیت‌الله وحید خراسانی با ناروا و نادرست خواندن مطالب کتاب تورات و انجیل فعلی درباره انبیای الهی، این مطالب را مصداق بارز ظلم توصیف کرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید، صبح امروز چهارشنبه در درس تفسیر خود که با حضور طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار شد، عصمت انبیا را امری واضح و مبرهن دانست و با اشاره به آیاتی از قرآن کریم تأکید کرد: نص صریح قرآن کریم است که «لاینال عهدی الظالمین» و همچنین صریح قرآن است که «و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا».
وی یادآور شد: صبر به معنای حبس نفس از هوا و هوس است، البته صبر در نظر عامه منصرف به صبر در برابر مصائب و بلا است ولی باید توجه داشت که این انصراف به دلایل متعدد باطل است.
این مرجع تقلید ادامه داد: آن کس که نفس را حبس کند بر آنچه خدا از او خواسته، او از نظر قرآن صابر است و خداوند تبارک و تعالی نسبت به انبیای بنی‌اسرائیل مثل داود و سلیمان آیه مبارکه «وجعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا» را نازل کرده است.
وی افزود: خداوند می فرماید این انبیا ابتدا از این آزمایش سربلند بیرون آمدند، نفس را در مقابل آنچه خواسته هوا و هوس است حبس کردند و سپس لباس نبوت و امامت امت را ما به قامت آنان پوشاندیم.
حضرت آیت‌الله وحید خراسانی یادآور شد: این نص قرآن کریم است قهراً روایتی که مضمون آن هوسبازی حضرت داود است و از ذکر خدا منصرف است مخالف با صریح قرآن است و آنچه مخالف کتاب است را باید به دیوار زد.
وی تأکید کرد: فضلایی که اهل تحقیق هستند باید با دقت به روایات توجه کنند ولو آن روایت سندش صحیح باشد.
این مرجع تقلید با بیان این‌که نبوت عهد خداوند است و به ظالمان نمی‌رسد به بیان مراتب ظلم پرداخت و گفت: ظلم مراتب متعدد و مختلفی دارد و از مرتبه ادنی شروع می‌شود تا به بالاترین مرتبه برسد، اینها خطابه نیست همه برهان است که شاهد آن قرآن است.
وی با اشاره به آیه شریفه «ان الشرک لظلم عظیم» گفت: بالاترین ظلم شرک به خداوند و کفر بالله است و مرتبه بعدی آن قتل نفس محترمه است و کسی که مؤمنی را بکشد جزای او جهنم است، کسی که بر قتل یک مسلمان ولو به یک کلمه کمک کند روز قیامت در حالی محشور می‌شود که از رحمت خدا مأیوس است.
حضرت آیت‌الله وحید خراسانی با اشاره به برخی از مطالب کتاب تورات و انجیل موجود، خاطرنشان کرد: آنچه در تورات، انجیل و عهد عتیق و جدید نسبت به انبیا وجود دارد از اظهر مصادیق ظلم است و نص قرآن کریم هم تأکید می‌کند که «لاینال عهدی الظالمین».
وی بیان داشت: فصل الخطاب و آنچه ریشه این اباطیل را می‌کند و تمام مسیحیت و پاپ را بیچاره می‌کند این است، نیرنگ مسیحیت بحث مفصلی دارد ولی خداوند تبارک و تعالی حافظانی برای این دین قرار داده که به هنگام خطر، دین را از هر خطری محافظت می‌کنند، همان‌گونه که جلوه علمی حضرت علی بن موسی‌الرضا(ع) مأمون و دانشمندانش را بیچاره کرد.

حضور همزمان كشیش و شیخ در تشییع جنازه قربانی نروژی+تصاویر


با آغاز مراسم تشییع جنازه قربانیان قتل عام نروژ، رسانه های خبری تصاویری تامل برانگیز از این مراسم منتشر كرده اند.

به گزارش مهر به نقل از سی ان ان، تشییع جنازه قربانیان قتل عام نروژ از روز گذشته در اسلو آغاز شد، فاجعه ای كه در آن 77 نفر با گلوله های شلیك شده از سوی “آندرس برینگ بریویك” جوان نروژی به كام مرگ كشیده شدند. در این مراسم خانواده های قربانیان، دوستان و آشنایان آنها حضور داشته و با موجی از غم و اندوه پیكر عزیزان خود را تشییع می كنند.

اما نكته جالب كه از نگاه خبرنگاران دور نمانده حضور یك كشیش مسیحی در كنار یكی از ائمه مساجد پایتخت نروژ در مراسم تشییع پیكر “بانو رشید” (از قربانیان زن قتل عام) است.

“آن ماری ترونفك” كشیش مسیحی و شیخ “غلام عباس” از آشنایان “بانو رشید” بودند كه در جریان قتل عام اخیر كشته شد. آنان تصمیم گرفته اند تا با حضور در مراسم تشییع پیكر این بانوی جوان بر لزوم وحدت میان ادیان الهی تاكید كرده و تلاش برخی جریانهای مشكوك برای تفرقه میان ادیان را محكوم كنند.

mehr

ضرب و شتم یك مسیحی بخاطر نپذیرفتن اسلام +عكس


در روز جشن استقلال هنگامی كه این مرد مسیحی پاکستانی حاظر نشد تا مسلمان شود  توسط گروهی از مسلمانان افراطی مورد ضرب و شتم قرار گرفت .

به گزارش » محبت نیوز » به نقل از ، » بارناباس فاند » ، آقای » اشفق منور » در روز جشن استقلال پاكستان توسط ۶ فرد مسلمان به شدت مجروح شد. آنها بوسیله میله های آهنی فک و ۵ دندان او را شکستند.

این مردان مسلمان در جشنی که در ساحل کراچی برای استقلال پاکستان برگزار شده بود نزد اشفق آمدند و از او پرسیدند که آیا مسلمان است یا مسیحی؟ وقتی او گفت که من مسیحی هستم ، آنها با او بحث کردند که چرا به این جشن آمده! به او همچنین گفتند که اگر می خواهد او هم در جشن باشد باید مسلمان شود.

اما اشفق این درخواست آنان را رد کرد و گفت : » به آنها گفتم که من هرگز مسلمان نمی شوم. ناگهان آنها شروع به کتک زدن من با میله ها و دسته های آهنی کردند. وقتی بر زمین افتادم ، آنها فکر کردند که من مرده ام. سپس شروع به شلیک هوایی کردند و با همان میله های آهنی موتور سیکلت مرا هم خرد کردند و مرا همانجا رها کردند. «

وقتی پلیس هم به صحنه جرم آمد ، بجای کمک به اشفق او را کتک زد ، موتور شکسته او را با خود برد و او را همانجا به حال خود رها کرد. سرانجام یکی از همسایگان اشفق را پیدا کرد و او را با خود به خانه برد.

پاکستان درست 3 روز قبل از این حادثه روز اقلیت ها را گرامی داشت. این روز به احترامشهباز بهاتی ، وزیر مسیحی اقلیت های پاکستان که در سال 2009 ترور شد ، به این نام خوانده می شود.

رئیس جمهوری پاکستان آصف علی زرداری در مراسمی به مناسبت روز اقلیت های مذهبی در کاخ ریاست جمهوری در اسلام آباد گفت که دولت متعهد به فراهم کردن «حقوق برابر» برای غیر مسلمانان می باشد.همانطور که این مهم در قونون اساسی هم توسط محمد علی جناح در سال 1947 ذکر شده است.

نخست وزیر » یوسف رضا گیلانی » نیز بر همین قانون تأکید کرد و گفت : » این الزام اخلاقی ، دینی و اجتماعی ماست که روابط محبت محور را تقویت بخشیم و فرهنگ همزیستی را در کشور گسترش دهیم. «

حمله به مرد مسیحی ، اشفق منور نشان می دهد که پاکستان هنوز راه بسیار درازی برای رسیدن به سخنان این آقایان دارد.

نوکیش مسیحی افغان توسط مسلمانان با آب جوش سوزانده شد +عكس


مسیحی افغانی که از اسلام به مسیحیت گرویده بود بوسیله آب جوش و اسید توسط مسلمانان در مرکز پذیرش پناهجویان در نروژ مورد حمله قرار گرفت.

به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران » محبت نیوز» ، به نقل از وب سایت » Dagen» ، پناهجوی افغان به نام «علی » ( که نام واقعی او این نیست ) در یک مرکز مهاجرتی در نروژ بسر می برد که آب جوش بر روی بدن او ریختند.

به گفته منابع نزدیك به این فرد دلیلش هم این ذکر شده که وی از اسلام به مسیحیت گرویده بود و به قوانین روزه مسلمانان در رمضان پای بند نبوده است. اکنون او و دیگر نوکیشان مسیحی در آن مرکز جان خود را در خطر می بینند.

- پیام تهدید این است !

» اگر به اسلام بازنگردید ، می کشیمتان » ، این پیغامی بود که پناهجویان مسلمانی در مرکز پناهجویی به علی داده اند. این نوكیش مسیحی هراس دارد  که نام واقعی خود را فاش کند تا مبادا در بین دیگران هم شناسایی شود، به همین خاطر هم هست که عکسی که از او در اختیار داریم از پشت سر اوست.

وی گفت که اگر مقامات افغان می فهمیدند که او مسیحی شده دیپورت و  در افغانستان ممكن است به ارتداد  محکوم و اعدامش كنند .

وی در این حادثه  جان سالم به در برد اما کمر ، دور گردن و قسمتی از شانه های وی به شدت آسیب دیده است و بر اثر سوختگی با آب جوش پوستش ورقه ورقه شده و روی آن را باند پیچی کرده اند. هم اطاقی مسیحی او پرستاری وی را بر عهده گرفته و زخم های بدنش را تمیز می کند. خود علی که صورتش از شدت درد در هم رفته در حالی که سعی می کند صدایش را آرام جلوه دهد اینگونه داستانش را تعریف می کند:

» دو تن از ساکنان مسلمان از من پرسیدند که چرا در ماه رمضان روزه نمی گیرم. من به آنها پاسخی ندادم ولی آنها شروع به بحث کردن در این رابطه کردند. یکی از آنها گفت که می داند که مسلمان بوده ام و مسیحی شده ام و آنها باید علیه من جهاد کنند».

پس از این گفتگو یکی از آنها علی را نگه می دارد و دیگری از پشت سر با سطلی پر از آب جوش حمله می کند و علی به روی زمین می افتد. چند مسلمان دیگر هم به دو تن قبلی پیوستند. مرد سومی که به آنها پیوسته بود به اتاق علی رفت و آنجا را كاملن به هم ریخت.

پس از این حادثه پلیس به آنجا آمد. اما متأسفانه یک ساعت طول کشید و صدمات و خسارات زیادی وارد شده بود.

علی گفت : » وقتی پلیس رسید ، من هنوز روی زمین بودم. از شدت درد نمی توانستم زیاد حرف بزنم و بسیار کوتاه واقعه را شرح دادم. «

او یک شب در بیمارستان بود. وقتی که به مرکز بازگشت با آگاهی بر اینکه خطر هنوز از او نگذشته است ، وقتی دستگیره در را دید و آنرا بررسی کرد متوجه شد که دستگیره با ماده ای اسیدی که بر اثر تماس پوست را می سوزاند پوشانده شده است.

او کارمندان آن مرکز را مطلع کرد و آنها به آنجا آمدند و ماده را از روی دستگیره در پاک کردند. اما این نوكیش مسیحی همچنان احساس امنیت نمی کند و می گوید که آنها واقعن دارند من را می کشند و تا دستور  اسلام را اجرا نکنند آرام نمی شوند.

تعدد زوجات و عروس‌های خردسال در یک فرقه مذهبی آمریکایی


واژه هایی همچون چند همسری، ازدواج با دختران کم سن و تعصب مذهبی خشک معمولا ً بعضی از کشورهای در حال توسعه را به ذهن می آورند. اما صنعتی ترین جوامع هم از گزند این پدیده ها در امان نیستند و هر از چند گاهی نمونه های از این موارد در آنها نیز خبر ساز می شوند.

یک نمونه، فرقه موسوم به کلیسای عیسی مسیح و قدیسین متاخر است که رهبر مذهبی آن به جرم تجاوز به دو کودک به حبس ابد محکوم شده و با اتهامات دیگری هم رو به روست.

وارن جفز، فردی که بسیاری او را پیشوای مخوف یک فرقه شستشوی مغزی شده توصیف می کنند، پیش از دستگیری به مدت یک سال تحت تعقیب بود. برای دستگیری او ۱۰۰ هزار دلار جایزه تعیین شده بود و نام او در فهرست ۱۰ متهم اصلی تحت تعقیب اف بی آی (اداره تحقیقات فدرال آمریکا) قرار داشت.

در آن زمان، پیروانش اعتقاد داشتند او توسط نیروهای الهی محافظت می شود.

جفز بالاخره در ماه اوت سال ۲۰۰۶ به طور اتفاقی به خاطر یک تخلف رانندگی در تگزاس دستگیر شد و از «عرش به فرش» آورده شد.

در اتومبیل او مقادیر زیادی پول، کارتهای اعتباری، تجهیزات مخابراتی و حتی وسایل تغییر چهره کشف شد.

آقای جفز رهبر روحانی کلیسای بنیادگرای عیسی مسیح و قدیسین متاخر است، این کلیسا یکی از انشعاب‌های کلیسای مورمون است که حدود یک قرن پیش و پس از منع تعدد زوجات توسط کلیسای مادر، از آن جدا شد. خود کلیسای مورمون هم البته توسط قاطبه اعظم مسیحیان جهان به عنوان یک فرقه مسیحی به رسمیت شناخته نمی شود.

حدود ده هزار نفر از پیروان جفز در ایالتهای یوتا و آریزونا زندگی می کنند. در مجتمع های دور افتاده ای که در آنها او حکم پیامبر را دارد و تعدد زوجات یک سنت الهی شناخته می شود.

تصور می شود که شخص جفز بیش از ۴۰ همسر و ۶۰ فرزند داشته باشد. در آغاز اتهام او اجبار دختران زیر سن قانونی به ازدواج با مردان مسن بود. اما با ادامه تحقیقات پلیس بر دایره اتهامات او افزوده شد.

فلورا جسوپ در ۱۶ سالگی از یکی از اردوگاه های این فرقه گریخته و می گوید از هشت سالگی توسط پدرش مورد آزار جنسی قرار گرفته است

فلورا جسوپ یکی از قربانیان سابق این فرقه است. او در ۱۶ سالگی از یکی از اردوگاه های این فرقه گریخته و می گوید از هشت سالگی توسط پدرش مورد آزار جنسی قرار گرفته است.

خانم جسوپ در تشریح نظام اعتقادی زمینه ساز این نوع تجاوزها به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «در جامعه چند همسری، این اعتقاد وجود دارد که وقتی یک مرد به فرزندانش تعرض جنسی می کند، این تقصیر آن کودک است که مرد را تحریک کرده، چون مردان عاری از گناه هستند؛ در نتیجه وقتی تعرضی رخ می دهد، مرد متجاوز آیاتی از کتاب مقدس ورد زباش است، چون به اعتقاد او، اهریمن در درون کودک است و او این وردها را به زبان می آورد حتی در حین تجاوز تا مانع از ورود انتقال اهریمن از کودک به خودش شود.»

خانم جسوپ که اکنون در امر مبارزه با کودک آزاری فعالیت دارد می گوید سوء استفاده جنسی از کودکان با فرهنگ چند همسری در هم تنیده است. وی می افزاید: «اگر شما به خاستگاه تعرض جنسی به کودکان در سراسر جهان نگاه کنید، چه در بین مورمون‌های بنیادگرا، چه بین مسیحیان بنیادگرا و چه بین مسلمانان، این عارضه با جوامعی که اعتقاد به عروسان کم سن و سال دارند پیوند خورده است. بین این دو عمل تفاوتی وجود ندارد. اساس باور آنها این است که شما باید با دختران کم سن و سال ازدواج کنید تا آنها را ‹نگاه دارید و آموزش دهید› که زنان وفادار و تسلیمی باشند.»

در نهم ماه اوت سال جاری میلادی، دادگاهی در تگزاس جفز را به جرم یک فقره تجاوز و تجاوز به عنف به دو کودک به حبس ابد محکوم کرد.

حال دادستان‌ها امیدوارند محکومیت جفز نظام وحشتی که مانع از فرار بسیاری از این فرقه شده بود را بشکند.


محمد منظرپور
بی‌بی‌سی، واشنگتن

مسلمانان دختر ۱۲ساله مسیحی را پس از ۸ ماه تجاوز به اسلام دعوت كردند !


گروهی از مسلمانان پاکستان دختر 12 ساله مسیحی را ربوده و به مدت 8 ماه وی را مورد آزار جنسی قرار دادند و سپس او را به اسلام دعوت نمودند. از آنجایی که جنایت کاران از گروهی اسلامی بودند پلیس از پی گیری آنها سر باز زد.

به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران «محبت نیوز»، به نقل از «دیلی میل»، کمیسیون حقوق بشر آسیا مدعی شد که یک دختر مسیحی 12 ساله هنگامی که به سفری برای خرید رفته بود توسط یک دوست فریب خورد و توسط گروهی اسلامی ربوده شد. آدم ربایان وی را 190 کیلومتر از محل دور کردند، به او تجاوز کردند و سپس مجبورش کردند که برگه های مخصوص به ازدواج را امضا کند.

دخترک بخت برگشته پس از 8 ماه موفق به فرار شد اما از آنجایی که جنایت کاران از گروهی اسلامی بودند پلیس از پی گیری آنها سر باز زد.

این دختر در مدت این 8 ماه مورد تجاوز جنسی مردی بود که برگه های ازدواج را به زور به تأیید دختر در آورده بود. در واقع دو روز پس از ربوده شدن برگه های ازدواج برای امضا به او داده شد. افرادی نیز وی را مجبور به امضای این برگه ها نمودند. پس از امضای برگه های ازدواج دخترک به باد کتک گرفته شد تا مسیحیت را انکار و به اسلام و پیامبرش محمد ایمان بیاورد !

وی 8 ماه برخلاف میلش زندانی بود تا اینکه بالاخره موفق به فرار و تماس با خانواده اش شد.

کمیسیون حقوق بشر آسیا (AHRC) گفته است که دلیل دستگیر نشدن متجاوزین، وابستگی آنها به یک سازمان شبه نظامی اسلامی به نام «لشکر طیبه» است.

پلیس هرگونه رسیدگی به این پرونده از جمله معاینه پزشکی دختر را رد کرده است و والدینش را تهدید کرده است که بهتر است دختر را به همسر قانونی اش (همسر اجباری با برگه های قانونی که به اجبار گرفته شده اند) بسپارند وگرنه از آنها شکایت خواهد شد.

پدر دختر در اوایل ربوده شدنش هم شکایتی علیه ربایندگان تنظیم کرده بود که به آن رسیدگی نشد.

ماه گذشته، دخترک (که نامش به دلایل قانونی برده نمی شود) با خانواده خود تماس گرفت و ربوده شدنش را به آنها اطلاع داد و گفت که اکنون گریخته است و در ایستگاه اتوبوسی در شهر «تاندلیانواله» مخفی شده است. خانواده اش به آنجا رفتند و او را نجات دادند. ایشان پس از نجات دخترک وی را به کلانتری بردند تا شهادت ماجرا را در آنجا بیان کند.

متجاوزین پس از این اقدام از طریق گروه مذهبی خود با پلیس تماس گرفتند و عقدنامه هایی را فرستادند که نشان می داد یکی از آنها شوهر این دختر 12 ساله است.

اعضای لشکر طیبه اکنون به دنبال این خانواده هستند تا انتقام این شکایتشان را از آنها بگیرند. به همین دلیل هم این خانواده مسیحی اکنون مخفی شده اند.

این گروه مدعی شده است که دختر حامله است، اما مادر وی این ادعا را تکذیب کرده است.

کمیسیون حقوق بشر آسیا با انتقاد از پلیس اظهار داشت که چرا پلیس از این گروه اسلامی سوال نکرده است که چطور یک دختر 12 ساله به عقد این مرد در آمده است؟

این کمیسیون همچنین ادعا می کند که سران ایالت پنجاب به گروه های غیرقانونی شبه نظامی اسلامی باج می دهند.

سوزاندن پناهجوی مسیحی توسط کارفرمای ترک


سوزاندن پناهجوی مسیحی توسط کارفرمای ترک

An Iranian christian refugee, tortured by his Turkish employee in Turkey!



با روی کار آمدن حکومت مذهبی – اسلامی، کلیساها همواره از سوی جمهوری اسلامی تحت فشارهای فزاینده حکومتی قرار گرفته و در این راستا دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی تعدادی از هم وطنان مسیحی منجمله چهره های برجسته مسیحی و کشیشان کلیسا را در قالب قتل های زنجیره ای به قتل رساندند و با ایجاد رعب و سرکوب و تدوین قوانین سخت برای نوکیشان و مسلمان زاده هایی که به سمت مسیحیت گرایش داشتند، همواره سدی در برابر اشاعه مسیحیت در ایران بودند. به دلیل همین فشارها و تهدیدها و احکام سنگین برای کسانی که از اسلام به سمت مسیحیت گرایش داشته اند، بسیاری از نوکیشان از ایران خارج شده و خود را به کمیساریای عالی پناهندگان در ترکیه معرفی می کنند.

مسیحیان بر این باور هستند که از زمان تشکیل کلیسای اولیه توسط شاگردان مسیح تا به امروز، همواره مسیحیان زیر ظلم و جفای حکومت های وقت قرار گرفته اند.

چه بسیار مسیحیانی که در دوران امپراطوری روم شکنجه شده و به صلیب کشیده شده اند و چه ایمان داران مسیحی که به خاطر اعتقاداتشان جلوی شیران درنده و گرسنه انداخته شده اند تا بدین وسیله درس عبرتی باشند برای بقیه شاید بدین طریق مانع اشاعه و پیشرفت مسیحیت شوند. اما قرنها از این فجایع می گذرد و ایمان داران مسیحی روز به روز بر تعدادشان افزون تر می شود. در ایران نیز پیش از جمهوری اسلامی مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان و… به راحتی به اشاعه دین و مسلک خود می پرداختند

اما بعد از انقلاب ۵۷ با روی کار آمدن حکومت مذهبی – اسلامی، کلیساها همواره از سوی جمهوری اسلامی تحت فشارهای فزاینده حکومتی قرار گرفته و در این راستا دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی تعدادی از هم وطنان مسیحی منجمله چهره های برجسته مسیحی و کشیشان کلیسا را در قالب قتل های زنجیره ای به قتل رساندند و با ایجاد رعب و سرکوب و تدوین قوانین سخت برای نوکیشان و مسلمان زاده هایی که به سمت مسیحیت گرایش داشتند، همواره سدی در برابر اشاعه مسیحیت در ایران بودند. به دلیل همین فشارها و تهدیدها و احکام سنگین برای کسانی که از اسلام به سمت مسیحیت گرایش داشته اند، بسیاری از نوکیشان از ایران خارج شده و خود را به کمیساریای عالی پناهندگان در ترکیه معرفی می کنند. در این ارتباط متاسفانه وکلای کمیساریای عالی پناهندگان حساسیت موضوع را درک نکرده و پرونده بسیاری از پناهجویان مسیحی از طرف این سازمان پذیرفته نمی شود. یوسف فلاح رنجبر یکی از پناهجویان مسیحی است که نزدیک به چهار سال است که در ترکیه زندگی می کند، وی از ایمان داران مسیحی بوده که از طرف کارفرمای مسلمان خود در ترکیه مورد حمله قرار گرفته و با آب جوش تن و بدن او به سختی سوزانده شده است…. یوسف فلاح با انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی در ترکیه تماس گرفت و تقاضای کمک داشت… با او مصاحبه ای انجام دادیم تا بدین شکل مشکل وی را رسانه ای کنیم شاید سازمان ها و کلیساهایی که پناهجویان را مورد حمایت قرار می دهند، حامی این پناهجو باشند…

با بیوگرافی شما آغاز می کنیم…

من یوسف فلاح رنجبر گورابی با شماره پرونده ۰۸c05913 هستم. در ایران آریشگر بوده و تنها به علت گرایش و اعتقاد قلبی به عیسی مسیح، مجبور به ترک کشور شده و الان نزدیک به چهار سال است که به عنوان پناهجو دوران سختی را در ترکیه می گذرانم.

مختصری درباره اتفاقاتی که برای شما در ایران رخ داد و مجبور به ترک وطن شدید رو بیان کنید؟

زمانی که قصد ازدواج داشته و با دختری نامزد کردم، آغاز گرفتاری ها بود و متاسفانه خانواده نامزدم بسیار مذهبی و معتقد به اسلام بودند و مسئله گرایش من به سمت مسیحیت را نمی توانستند، حل کنند و مرا کافر و نجس می پنداشته و هر دفعه موجب آزار من و نامزدم می شدند و در آخر نیز مرا به عنوان یک مرتد به نیروهای اطلاعاتی معرفی کردند. بعد از مدتی چند نفر از نیروهای امنیتی با ریختن و شکستن تمامی وسایل بدون هیچ توضیحی، به مغازه من هجوم برده و قصد دستگیری مرا داشتند، که بعد از این واقعه مجبور به فرار از کشور شدم. متاسفانه چون احکام جمهوری اسلامی برای افراد همیشه به صورت کلی هست، همچون اتهام توهین به مقدسات اسلامی، اقدام علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب و…. و ثابت کردن بی گناهی برای هر فردی سالها حبس و شکنجه را به همراه دارد که با علم به این موضوع از کشور خارج شدم.

چه عاملی سبب شد که شما به سمت مسیحیت گرایش پیدا کنید؟

من مسلمان زاده هستم و پدر و مادرم هم مسلمان هستند اما من به سمت مسیحیت گرایش پیدا کردم چرا که در کتاب مقدس انجیل محبت، آرامش، بردباری، مهربانی، خیرخواهی، وفاداری، فروتنی و خویشتن داری را با عمق وجود حس کردم. و این اعتقاد را دارم که آنانی که متعلق به عیسی مسیح هستند، فطرت وجودی را با هوس ها و امیال نفسانی آلوده نخواهند کرد. من با چنین خلوص نیتی به سمت عیسی مسیح جذب شدم و به انجیل اعتقاد کامل داشتم. اگر چه مشکلات بی شماری برای من بوجود آمد و حتی نامزدم از من روی برگردان شد، ولی این دلیلی نشد که از اعتقاداتم که آرامش درونی را برای من به ارمغان آورده بود، دست کشیده و یا حتی آن را پنهان کنم…. هر چند مسیح می فرماید: من شما را انتخاب کرده ام، نه شما مرا…

طبق قوانین جمهوری اسلامی، هر کسی می تواند دین خود را داشته باشد به شرطی که برای آن تبلیغ نکند و یا تغییر دین اش را پنهان از عموم نگه دارد، شما کدام یک از دو راه را انتخاب کردید؟

اگر چه من از طرف خانواده نامزدم، ضربه خورده و آنها سبب شدند که مامورین امنیتی به مغازه من هجوم بیاورند. با این حال آرامش قلبی و ایمان به خداوند یکتا را من از انجیل آموخته و می خواستم این آرامش را با دیگران نیز تقسیم کنم. کار من ارشاد دیگران نبود ولی به حد بضاعت نیز در راه مسیح قدم برداشتم. همان طور که گفتم، من آرایشگر هستم و حین کار با مشتریانی که آشنایی داشته و می دانستم که زمینه پذیرش صحبت هایی مرا ممکن است که داشته باشند، درباره انجیل و مسیح و گفته های عیسی مسیح صحبت کرده و اعتقادات خودم را با آنها تقسیم می کردم.

خارج شدن شما از ایران قانونی بود یا غیرقانونی…

سی و یک دسامبر ۲۰۰۸ به صورت قانونی از کشور خارج شدم. چون یقین داشتم هنوز پرونده ای برای من در دادگاه تشکیل نشده و حکم ممنوع خروج بودن از کشور برایم صادر نشده است. دو روز بعد از این تاریخ خود را به کمیساریای عالی پناهندگان در ترکیه معرفی کرده و از آن تاریخ تا امروز سه سال و چهار ماه است که به انتظار نشسته ام…

سه سال و چهار ماه برای یک پناهجوی مسیحی زمان زیادی است… می توانید به شمه ای از پرونده تان اشاره کنید؟

من یک ایمان دار مسیحی هستم که به علت شرایط غیرمتعارفی که در ایران هست و قوانین سختی که برای تغییر دهندگان دین و مذهب وجود دارد، و همچنین عدم پذیرفتن این موضوع از طرف خانواده و دوستان، از کشور خارج و خود را به کمیساریای عالی پناهندگان معرفی کردم که پس از چندین ماه انتظار مصاحبه ای برای من در نظر گرفته و پس از یک سال انتظار ردی پرونده مرا صادر کردند… بعد از مراجعه به هلسینکی و درخواست مصاحبه مجدد پس از ماهها انتظار زمانی که در مصاحبه مجدد حضور داشتم وکیلی آسیایی برای من در نظر گرفته بودند که پس از دقایقی ایشان حتی تحمل گفته های مرا نداشت و مدام با مترجم بدون این که از من سوالاتی بپرسد گفتگو می کرد که این موضوع مرا بسیار ناراحت کرد و معترض شدم و جو مصاحبه خوشایند نبود و بنا بر این شد که در مصاحبه دیگر از پرونده خودم دفاع کنم. که ماهها انتظار و شرایط سخت پناهجویی، مصاحبه تکمیلی برای من در نظر گرفتند. زمانی که مراجعه کردم همان وکیل آسیایی قبلی بود که بارها ایشان اعتقادات مرا مورد تمسخر قرار داده بود به همین دلیل من مصاحبه را نپذیرفتم و به انتظار نشستم که دوباره مصاحبه دیگری برای من در نظر بگیرند که اوایل سال ۲۰۱۲ پس از نزدیک به چهار سال انتظار و بدون در نظر گرفتن مصاحبه ای دیگر؛ پرونده مرا مختومه اعلام کرده و در سایت کمیساریای عالی پناهندگان پرونده بسته؛ درج شده است.

می توانید به دلایل ردی پرونده تان اشاره کنید؟

تناقض در گفتار، جان من در خطر نیست … همین موارد کلیشه ای که برای اکثر پناهجویان بیان می کنند به من نیز اعلام شد. اما در کل، وکیلی بود از خاور دورکه تجربه کافی در وکالت نداشت. هر چند اطلاعاتش نیز درباره مسیح و انجیل و … بسیار ضعیف بود و در بسیاری از موارد مجبور بودم که اشتباهات فاحشی که داشت را گوشزد کنم.

چرا مصاحبه دوم استیناف را رد کردید؟

بعد از مدت ها انتظار و گذران شرایط سخت در ترکیه، وقتی که برای بار دوم به کمیساریای عالی پناهندگان برای دفاع از پرونده ام، مراجعه کردم، با توجه به پیشینه قبلی که از وکیل خودم داشتم، فکر نمی کردم برای مصاحبه مجدد دوباره همان وکیل را در نظر بگیرند، اما حین مراجعه با کمال تعجب با وکیل قبلی خود مواجه شدم که وکالت دوباره پرونده مرا به ایشان داده بودند. برای همین حاضر به مصاحبه نشده و تقاضای وکیل دیگری داشتم که به جای رسیدگی به این موضوع، مرا ترغیب می کردند که با همان وکیل گفتگو کنم و بیان داشتند که به ضررم تمام می شود، در حالی که پناهجو حق دارد اگر نسبت به وکیلش احساس خاصی داشته باشد، ‌تقاضای وکیل دیگری داشته باشد که متاسفانه این چنین نشد و بعد از ماهها انتظار با پرونده بسته مواجه شدم.

مدت طولانی شما در ترکیه بودید، برای هزینه خرج و مخارج چه کار می کردید؟ آیا ساپورت مالی می شدید یا مورد حمایت کلیسا قرار داشتید؟

خیر… مثل تمامی پناهجویان، مجبور بودم که تحت شرایط سخت، در سرمای شدید و گرمای داغ تابستان برای روزی نهایت ۲۰ لیر ترکی، چهارده ساعت کار مداوم داشته باشم. من آرایشگر هستم و انگشتانم با کارهای سخت رابطه ای نداشت، اما برای گذران زندگی و تهیه خرج و مخارج، بنایی کردم، جابجایی کیسه های سیمان ۵۰ کیلویی ، کار در رستوران، ظرف شویی و..

با توجه به این که کار برای پناهجویان در ترکیه قانونی نیست آیا حین کار برای شما مشکل اساسی رخ نداد؟ چه از طرف پلیس و چه از طرف کارفرما.

بحث قانونی و غیرقانونی بودن کار به کنار… متاسفانه جو مذهبی و اسلام گرایی در ترکیه، سبب شده که بیشتر پناهجویان مذهبی دوران سختی را در ترکیه بگذرانند. همیشه این درگیری هست که چرا از دین اسلام خارج شده و به سمت مسیحیت گرایش داشتیم؟ یا این که ما را به دید یک کافر یا دین سیز نگاه می کنند. و همین مسئله کافری سبب شده که کارفرما به خودش اجازه بدهد که حق و حقوق پناهجوی مذهبی را نپردازد. چرا که کافر هیچ حق و حقوقی از نگاه اسلام ندارد. بار آخری که از کارفرما دستمزدم را طلب کردم، پس از چند روز تاخیر، با قاطعیت بیان کرد که هیچ حق و حقوقی به من تعلق نمی گیرد و کارفرما تمایل داشت که بحث را به دعوا و درگیری بکشاند و زمانی که سکوت کردم و برای آرامش روحم به مسیح پناه بردم، کارفرما عصبانی شد و به همراه چند کارگر دیگر به سمت من حمله کرده و بعد از ریختن کتری آب جوش رو به روی سر و بدنم چند نفری مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند… با چنین وضعیتی به پلیس مراجعه کرده و از کارفرما شکایت کردم تا از طریق قانون چنین بی عدالتی هایی که در حق پناهجویان می شود را حل و فصل کنم… که دادگاه تشریفاتی تشکیل شد و کارفرما با عدم حضور در جلسه، دادگاه به وقت دیگری موکول شد و الان نزدیک به یک سال است که هیچ گونه رسیدگی نشده است.

کمیساریای عالی پناهندگان را در جریان اتفاقی که برای شما رخ داده بود، قرار دادید؟

بله… به جای رسیدگی به موضوع، مسئله را به شکل دیگری بیان کردند و گفتند که چرا با کارفرما مجادله کردید که چنین اتفاقی برای شما رخ دهد؟ یا با کنایه به این موضوع که مسیحی دعوا نمی کند؟… قضیه را فیصله داده و از مسوولیتی که به عهده کمیساریای عالی است شانه خالی کردند. من به مسیح اعتقاد کامل دارم. و زمانی که کارفرما ترک آب جوش را روی من می ریخت و ناله هایم بلند بود، نایی برای فرار نداشتم، به مسیح پناه بردم که می گوید: خوشحال باشید اگر به خاطر من به شما اهانت می کنند و جفا می رسانند و به ناحق افترایی به شما می زنند. خوشحال باشید زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است و من نزد پدر شما را شفاعت خواهم کرد. من برای این از اسلام خارج شدم چرا که اسلام می گوید چشم در برابر چشم و دندان در برابر دندان… من از این خشونت بیزارم… اما در عوض مسیح می گوید به کسی که به تو بدی می کند بدی نکن، و اگر کسی بر گونه راست تو سیلی زد، گونه دیگر خود را به طرف او بگردان… من این چنین مسیح را شناخته ام… متاسفانه کمیساریای عالی برای حمایت از من، مرا به گونه ای به این خاطر که مسیحی بودم، متهم قلمداد نمود و هیچ گونه حمایتی از جانب این سازمان برای من و دیگر پناهجویان که چنین سرنوشتی دارند، نمی شود…

به دادگاهی اشاره کردید که به نظر خود شما تشریفاتی بوده، پیداست که موضوع از اهمیت خاصی برخودار بوده که حتی به صورت تشریفاتی دادگاهی برای شما تشکیل داده اند؛ آیا حین دادگاه وکیلی در کنار شما قرار داشت تا بتواند از مواضع شما دفاع کند یا دادگاه وکیلی برای شما در نظر گرفت؟

خیر… از لحاظ قانونی می بایست من وکیلی به همراه خود داشته باشم، اما چون هزینه وکالت در ترکیه بسیار بالا بود من تنها به همراه مترجمی که اداره امنیت شهر اسپارتا در نظر گرفته بود، حضور داشته و دادگاه نیز وکیل تسخیری برای من در نظر نگرفتند… پس از نیم ساعت انتظار کارفرما در دادگاه حضور پیدا نکرد و جلسه بعدی دادگاه به وقت دیگری موکول شد.

شما پیگیر تشکیل دادگاه بودید یا قضیه را به امان خدا رها کردید؟

الان نزدیک به یک سال از این ماجرا گذشته است و من هر بار به شکلی پیگیر این موضوع هستم تا شاید این دادگاه تشکیل شود. می خواهم این دادگاه تشکیل شود تا بیان کنم که اجحاف های زیادی به پناهجویان می شود که بی قانونی و بی عدالتی سبب شده که روز به روز مشکلات بسیاری برای پناهجویان رخ دهد. من به عنوان یک پناهجوی مسیحی نه مشکلی با مسلمانان دارم و نه اسلام گرایان. به عنوان یک مسیحی هر روز دست به دعا می برم که روح القدوس قلب همه را لمس نماید تا همه بتوانند واقعیت را پیدا کنند و در این مسیر همدیگر را دوست داشته باشند و به همدیگر احترام بگذارند. متاسفانه پناهجویان مسیحی در شهرهای مذهبی ترکیه همیشه مورد ظلم قرار می گیرند و من به این دلیل پیگیر این پرونده هستم شاید بدین شکل قوانین ترکیه قدری سخت گیرانه تر با کارفرمایانی که چنین مشکلاتی برای پناهجویان به وجود می آورند، برخورد کند.

با سپاس از شما… در پایان اگر ناگفته ای باقی مانده است، لطفا بیان کنید…

همان طور که همگان اطلاع دارند، در ایران مسلمانان زاده هایی که به سمت مسیحیت گرایش پیدا می کنند، نمی توانند آزادانه خود را مسیحی معرفی کنند و قانون اساسی جمهوری اسلامی خارج شدگان از دین اسلام را محکوم به مرگ می کند. دستگیری و شکنجه مسیحیان نوکیش در ایران و همچنین حکم اعدام برای یک کشیش جوان مسیحی در ایران و موارد دیگر نشان می دهد ادامه زندگی برای نوکیشان بسیار سخت هست چرا که از یک طرف قوانین و اجرای احکام جان آنها به خطر می اندازد و از طرف دیگر عرف جامعه و نگاه مردم به خصوص خانواده به نوکیشان است که به دید آنها فردی که به مسیحیت گرایش پیدا کرده کافر است و خیلی از نوکیشان حتی از طرف خانواده به قتل رسیده اند. به همین دلیل است که بسیاری مجبور هستند که کشور خود را ترک کنند و متاسفانه کمیساریای عالی پناهندگان در ترکیه نیز نگاه جدی به این موضوع نداشته و خیلی از پناهجویان بلاتکلیف با شرایط بسیار سخت زندگی در ترکیه با پرونده بسته و ردی در پرونده مواجه می شوند. من از کلیساها و کسانی که برای پیروان مسیح تلاش می کنند و آنها را مورد حمایت قرار می دهند، می خواهم که چاره ای برای حل چنین معضلاتی بیاندیشند و من و دیگر پناهجویانی که سرنوشتی مشابه من دارند را از یاد نبرند… با سپاس بسیار…

گفتگو: بخش خبری انجمن حمایت از پناهجویان ایرانی ـ ترکیه(نوشهیر)